زندگی پس از آشنایی: ازدواج رابطه من با فمینیسم تغییر کرده است – و این درست است

من و شوهرم ملاقات کرد و همه در ظرف پنج ماه ازدواج کردم. کالی از سال های متمادی به استرالیا سفر کرده است که در آن عشق ورزیدیم. ازدواج تنها با ما همراه نبود بلکه ما را در کنار هم زندگی کرد. این واقعا یک انتخاب یا تصمیم نداشت؛ برای هر دو ما مشخص بود که چه کاری انجام می دهیم. و این بدان معناست که من تقریبا صفر پیش بینی کرده ام که آنچه ازدواج ما “به معنی” برای من به عنوان یک زن یا برای ما به عنوان یک زن و شوهر است .

من تا قبل از اینکه ازدواج کردم، درباره ازدواج فکر کردم. مطمئن باشید. به عنوان یک دختر کوچک من خانه ای را بازی کردم، وانمود می کند که با خرس عروسکی من ازدواج کرده است (نام او گرگوری است و من هنوز او را دارم). من با یک مرد رابطه جنسی جدی داشتم – سابق آقای. جسیکا – من فکر می کردم که ازدواج کنم و بچه ها داشته باشم. در حالی که قدمت Ex-Mr. J، اکثر تفکر من در مورد تعادل کار / شغلی بوده است و برای خودم توجیه شده است که چگونه می توانم در صورت امکان یک مادر ماندن در خانه ، در صورت امکان. با این حال، من تا به حال بیش از حد فکر نکرده بودم که چگونه روز سختی زوال ازدواج می رود. به نظر می رسید خیلی دور.

منبع: HipLatina

سپس، در پنج دقیقه سریع، من از یک خانم متاهل در کوپید OK به یک خانم متاهل رفتم. برای اینکه عادلانه باشد، زندگی کله همان تحول ناگهانی را تجربه کرد. اما ما هر دو موافق هستیم که من مهم ترین رفتار عجیب و غریب را از دیگران به دست آورده ام. همه مردم ناگهانی – خانواده ام! – با نام خانوادگی شوهر تماس گرفتم من از زمان خواندن پرسیدم آیا و کی بچه ها را می بینیم. من احساس کردم که دیگران انتظار داشتند که مراسم عروسی و حلقه های منحصر به فرد خود را همیشه بپوشانند، صرف نظر از این که آیا من آن روزها مثل طلا و جواهر را دوست داشتم یا نه. بعضی از دوستان فمینیست به من گفتند که آنها ازدواج کرده اند یک نهاد مردسالارانه است که خودمختاری زن را برداشته است. دیگران به نظر می رسید نگران بودند که یک حساب بانکی مشترک، حتی به علاوه حساب های جداگانه ای که در بانک ما وجود دارد، ما مسیر اشتباه را پایین می آورد. من اغلب تعجب کردم – درست همانطور که من تعجب کردم که دیگر فمینیست ها نظراتی درباره BDSM و کینک ارائه کرده اند – چرا کسی دیگر مراقبت می کند .

همه اینها در بالاتر از بارهایی است که با درخواست کارت سبز کال، درخواست یافتن شغل و کمبود آن، آه، ما از اینکه ازدواج کرده اید، استفاده می شود. صادقانه بگویم، من آن را بسیار خسته کننده یافت. سال گذشته از زندگی من به من برتری فوق العاده ای به ارمغان آورده است، اما آن را بدون هیچ مشکلی به سر می برد. به تازگی، منجر به خودکفایی بسیاری شده است.

منبع: SheKnows

من 20 ساله تمام چیزهایی را که من واقعا از آن خوشحال نیستم صرف نکردم: نگرانی، ترس و امیدوار بودم که دیگر فمینیست ها مرا دوست داشته باشند. من می خواستم کار خوبی در جهان انجام دهم و می خواستم آن را شناخته و درک کنم. من در مورد برابری جنسیتی و مثبت بودن جنس خیلی اهمیت داشتم که می خواستم بخشی از یک گروه، بخشی از جنبش باشد. این واقعا برای من بسیار مهم است. من فکر کردم که من را خوشحال می کند

درمورد اینکه آیا مدارک فمینیستی من به تنفس است یا نه، در طول سالها در بیت و قطعه اتفاق افتاده است. در بیشتر موارد، من احساس سوزش و خستگی کرده ام. من احساس نمی کردم به طور کامل پذیرفته شده ام، و نه قادر به حرکت در آب از برگزاری باور های کمی متفاوت از برخی از همسالان من. بسیاری از زنان و برخی از مردان فعال و نویسندگان فمینیستی هستند که من واقعا آنها را دوست دارم و احترام می گذارم. تعدادی از آنها، در واقع، تبدیل به دوستان نزدیک من شده اند. اما حقیقت ناخوشایند روابط من با برخی دیگر از فمینیست ها بوده است، بیش از هر رابطه عاشقانه ای که تا کنون داشتم، بیش از حد متضاد و متضاد است. در چند سال گذشته به ویژه خودم بارها از خودم پرسیدم چرا اینطور است که شما می خواهید این افراد به شما خیلی دوست داشته باشند؟ آیا شما حتی آنها را دوست دارید؟ من یک فمینیست هستم و همیشه یک فمینیست خواهم بود. آنچه که متفاوت است این است که من اهمیت بسیار کمتری دارم که هر کس دیگری از فمینیسم من را تایید می کند.

منبع: verilymag.com

این تغییر در تفکر من قبلا در سالهای کار بود. اما زمانی که زندگی من خیلی سریع تغییر کرد، آن را تحریک کرد. حقیقت صادقانه این است که من واقعا از خودم نمی پرسم آیا این فمینیست است؟ به عنوان یک آزمایش لیتموس خیلی بیشتر. من دشوار است که مراقبت کنم که آیا هزینه های زندگی به طور صحیح تقسیم شده یا اینکه کار خانگی ما تقریبا به 50/50 رسیده است، زمانی که نگرانی های بزرگتر از ما وجود دارد. برابری در آن مناطق است سازمان ملل متحد مهم نیست، اما آن را به عنوان با فشار دادن نه به عنوان من فکر کردم ممکن است در گذشته بوده است. تمرکز من در حال حاضر در مورد لذت بردن از بودن با فردی است که من دوست دارم و بسیاری از گام های بسیاری که ما مجبور به انجام آن هستیم و هنوز هم باید در آینده به منظور ایجاد زندگی خود با هم.

من در ابتدا این عنوان را عنوان کردم: “آیا در یک رابطه من کمتر فمینیست ساخته شده است ؟” این چیزی است که من گاه به آن فکر کرده ام، مانند زمانی که کال در لوله حمام های مسدود شده خود را در حمام خود نصب کردیم و من سالم 15 فوت را باقی گذاشتم. اما به نظر من در ضخامت کثیفی از یک رابطه، که “فمینیست” به عنوان یک ایده آل برای اندازه گیری دشوار است، تبدیل شده است. و حقیقت صادقانه این است که من نمیتوانم به اندازه کافی در مورد پاسخ دادن به این موضوع به اندازه کافی مراقبت کنم. به عنوان یک زن متاهل، من در هر دو جهت، هر دو کم فمینیست و بیشتر، کشیده شدم. و این مهم که متوجه شدم این است که رابطه من بیشتر مرا به من تحمیل کرده است و این چیزی است که من را خوشحال کرده است.

اصلی توسط: جسیکا واکمن

 

٪ item item_read_more_button ٪٪